تبليغاتX
دنیای جوانی

دنیای جوانی

رویدادهای جالب برای جوانان

mms همراه اول از آذرماه

 

 

پيامك دريافتي براي سيم‌كارت همراه اول حجاج نيز در ايام حج رايگان است

 فارس: مديرعامل شركت ارتباطات سيار از ارايه سرويس پيام چند رسانه‌اي mms همراه اول در آذرماه سال جاري خبر داد.
   
وحيد صدوقي امروز سه‌شنبه در يك نشست خبري افزود: با تائيد كتبي سازمان تنظيم مقررات سرويس پيام چند رسانه‌اي mms همراه اول آذرماه فعال مي‌شود.

وي همچنين از كاهش چشمگير تماس با مشتركان همراه اول در ايام حج خبر داد و افزود: بر اساس توافق همراه اول با 3 اپراتور عربستان، الجواد و الاتحاد و زين تعرفه تماس دريافتي با سيم‌كارت حجاج ايراني در عربستان از 963 تومان به 164 تومان كاهش يافت.

وي گفت: پيامك دريافتي براي سيم‌كارت همراه اول حجاج نيز در ايام حج رايگان است.

وي اظهار داشت: نرخ تبديل ريال عربستان به ريال ايران معادل 2 هزار و 702 در نظر گرفته شده و بديهي است با نوسان اين نرخ ميزان تعرفه نيز تغيير خواهد كرد.

وي ادامه داد: تماس دريافتي به تماسي گفته مي شود كه توسط ديگران به تلفن همراه زائر در عربستان زنگ زده مي‌شود.

وي توصيه كرد حجاج از اپراتور زين در ايام حج استفاده كنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

تبریک عیدنوروز

آغاز سال 138۷


برشما عزيزان مبارک باد


سالي سر شار از مهر محبت  وموفقيت


را براي کليه عزيزان


خداوند متعال خواستاريم


عيد شما مبارک


+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

نوروز

نوروز

ديباچه
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.  سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".

آغاز سال
مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد.  آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.  

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :  

 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.    

ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند.  

به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور     مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) . 

صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.   

روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست.  ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :   

 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.  

کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد.  ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد. 

رسم ها و آيـيـن هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري، شغـل ها، قانون ها، وسايـل ارتباط جمعي جديـد - چنان که خواهيم ديد - بدون آنکه هويـت خود را از دست بدهد، تحول يافته است.   از آداب و رسم هاي کهن پـيـش از نوروز، بايستي از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.  

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نماي کهن ايران، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پيتک( در زبان و تقويم مازندراني ) يا بهيزک ( در روز شمار زردشتيان ) گويند. ابوريحان دربارهً پنجه مي نويسد :

  ... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است، پارسيان پنج روز ديگر سال را " پنجي " و " اندرگاه " گويند. سپس اين نام تعريب شده و " اندرجاه " گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه نامند، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود ....  

اين پنج روز را که همزمان با يکي از شش " گهنبار " است، جشن مي گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد، برگزار مي شد.  

برگزاري جشن خمسه در بين همهً قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش مي کند که : " ... بقيه منافع وقف را هر ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک وضيع و شريف ذکور و اناث، صغير و کبـير بالسويه برسانند ".   در گاهشماري تبري، که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد، مراسم پنجه، در دورهً صفويه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد، ارادهً تماشاي جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد.  رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند، و در ميانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دريا آمده، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و همگي از لباس تکليف عريان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با يکديگر آب بازي کرده، و بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي غريبي است.   

مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال  و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي کوسه ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزي" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمي داند.  

مسعـودي در اين باره مي نويسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ايران کوسه اي بر استر خود سوار شود ( و اين جز در عراق و ديار عجم رسم نيست و اهل شام و جزيره و مصر و يمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سير و گوشت چاق و ديگر غذاهاي گرم و نوشيدني هاي گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـيرون مي کند و آب سرد بر او ريزد و احساس رنج نکند، و به فارسي بانگ زند: " گرما، گرما" و اين هنگام عيد عجميان است که در اثـناي آن طرب کنند و شاد باشند. 

از برگزاري رسم ميرنوروزي، تا 73 سال پيش، آگاهي داريم؛ علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند دربارهً ميرنوروزي - که مانند همه پژوهش هاي آن علامهً فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد - شرحي آورده است، که خود مي تواند پژوهش مردم نگاري باشد و دريغم آمد که به اشاره بسنده شود. 

.... يکي از دوستان موثـق نگارنده، از اطباي مشهور، که سابق در خراسان مقيم بوده اند، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود : " در بهار 1302 هجري شمسي براي معـالجه بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم، در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري، سواره و پـياده مي گذرند، که يکي از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشيدي نشسته، چتري بر سر افراشته بود.  جماعتي هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پـياده به عنوان شاطر و فراش که بعضي چوبي در دست داشتند، در رکاب او يعـني پيشاپـيش و در جنبـين و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبـيل گاو يا گوسفند بود، يعـني استخوان جمجمه حيواني، و اين رمز از آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه کثيري از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هياهوي بسيار داشتـند. تحقيق کردم، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود، که تا سيزده عيد، امير و حکمفرماي شهر است، به اعيان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس مي دهد، که همه کم يا زياد تقديم مي کنند. به اين طريق که مثلا حکمي مي نويسد براي فلان متعـين : - که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوق خانه کنيد، البته مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد. البته اين صد تومان را کم و زياد مي کردند، ولي در هر حال چيزي گفته مي شد، غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند. زيرا، جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتـند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند که مي پرداخت. بعد از تمام شدن سيزده عيد دورهً امارت او به سر مي آيد، و گويا در يک خاندان اين شغـل ارثي بود ".    

بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه .  

روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ". 

در روزهاي پنجه، از جمله رسم ها، تهيه کردن غذا، آيـيني مذهبي بوده، ابوريحان مي نويسد:  ... و گبرکان در اين پنج روز خورش و شراب نهند، روان هاي مردگان را و همي گويند، که جان مرده بيايد و آن غذا گيرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزميان پنج روز آخر اسفند و پنج روز ديگري که در پي آن است و ملحق به اين ماه مانند اهالي فارس، در روزهاي فروردگان براي ارواح مردگان در گورستان غذا مي گذارند. 

يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.  در برخي از شهرهاي ايران، روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار، از خويشان و نزديکان با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و در سر مزار جمع مي شوند. و نيز رسم است که ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبر امامان و امامزادگان ميروند.  

خانه تکاني
اصطلاح " خانه تکاني " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود.  در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. 

خانه تکاني امسال، در خانه تکاني شهر نيز سرايت کرد :  مسئـول خدمات شهري شهرداري تهران در مصاحبه اي گفت : از آن جا که ايراني ها براساس يک سنت حسنه همه ساله در واپسين روزهاي سال اقدام به نظافت و پاکيزه گي منازل خود مي کنند، شهرداري تهران نيز براي دستيابي به شهري پاکيزه و تميز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گيري گذرگاه ها و جمع آوري نخاله ها و ضايعات شهري در مناطق بيست گانه شهرداري تهران اقدام مي کند.  

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است. 

در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ".  و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ".  

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند.  موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند. 

سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.  

در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟

       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را

ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده : 

همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري

بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي

پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.  

سفرنامه نويسان دوره صفويه و قاجاريه، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزينه هاي فصلي - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکيل ميدهد.  بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند. 

در گذشته که فروشگاه ها و بازارهاي فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند، نوبت هاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود.  اگر در روزهاي پيش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند، اين کار نيک پيش از آنکه براي کمک و همراهي باشد، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.  

اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي، همواره مي بـينيم که : از طبـيعت پـيروي کنيم، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشيم، که شگون شادماني و آرامش است.  

خوراک هاي نوروزي
در کتاب ها و سند هاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز (يا جشن هاي ديگر) باشد سخن رفته است. نويسندگان و مورخان بحث از " خوردني " ها را، شايد، پـيش پا افتاده، نازيبا و يا بديهي مي دانستند. در کتاب هاي قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف هاي دقيق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آيـين هاي ديگر کم نيست، ولي از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامهً مردم، سخني نرفته است. 

در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فراورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود؛ و همه قشرهاي اجتماعي - فقيران نيز - ميکوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند و به گفتهً ابوريحان:"اين عيدها، يکي از اسبابي است که تنگي روزي فقيران را به زندگي فراخ مبدل مي سازد ". 

امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هيچ کس بي " پلو " نباشد. 

با پـيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيـين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات مؤسسه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي  موثر در اين يکنواختي هاست.  

ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب هاي تاريخي و ادبي، تـنها از عيد ديدني هاي رسمي دربارها و اميران و رئـيسان خبر مي دهند. رسمي که هنوز هم خبرگزاري ها و رسانه ها، به آن بسنده مي کنند. " ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است.  اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد. 

تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. به ياد دارم که در کرمان، در بـين زردشتيان، هنگامي که کسي از دوست و آشنايش گله مي کرد که چرا بديدنش نمي آيد، اين جمله مي گفت : " اگر با هم قهر هم بوديم، دست کم سالي يک بار به خانهً هم مي آمديم " و چه بسيار کدورت ها و رنجشن هاي خانوادگي و خويشاوندي که به يـُمن ديد و بازديد هاي نوروزي برطرف شده و مي شود. 

گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد.  و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند. 

کتاب تذکره صفويه کرمان که گزارشي از رويدادهاي سال هاي 1063 تا 1104 است، " شرح  وقايع " هر سال را، با اين که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقويم قمري است، از برگزاري جشن ها، رسم ها، و آيـين هاي نوروزي، در دستگاه حکومتي آغاز مي کند، از جمله :   حاکم و وزير و آصف حميده سير، در نوروز آن سال (1080 قمري) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عيش و خرمي گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمايه خرسند گردانيد (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشيد. روز ديگر به ديدن اعزه ولايت رفته، دو سه روز هم چنين ديدن مردم مي نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضيافت نوروزي، هنگامه تير اندازي گرم بود.   تماشاي " جنگ گاو و قوچ " نيز در اين دوره از آيـين هاي نوروزي بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادي الثاني واقع بود، طرف عصر وزير به اتفاق ( ... ) در صحراي موًيدي     ( در  قسمت شمال شهر فعلي کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دواني  کرده، از حضور دوستان جناني خرمي، و به مقـتـضاي وقت کامراني مي نمودند.  

نوروز اول
در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي " نوروز اول " که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان " آرزوي شادماني " مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در شهرهايي برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.   

هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.   

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده :   نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.  

پـيشکشي رعيت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولايت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشي از باج و خراج و ماليات سالانه بود که - گفته يا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد :   پادشاهان ساساني آنچه را که پنج روز عيد ( به ترتيب؛ اعيان، دهقانان، سپاهيان، خاصان و خادمان ) هديه آورده بودند، روز ششم امر به احضار مي کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه مي داشت، و آنچه مي خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند مي بخشـيد.  

کمپر، سياح دوره صفوي، از هديه هاي حاکمان و ثروتمندان محلي، که براي شاه سليمان مي آوردند، به عنوان " سومين رقم بودجه دربار " ياد مي کند. تاورنيه هديهً يکي از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافي " ذکر کرده، و شاردن هديه هاي به پادشاه را حدود 2 ميليون فرانک تخمين ميزند.  " درو ويل " مي نويسد :    اين هديه هاي نوروزي علاوه بر طلا، جواهر و سکه هاي زر، عبارت از اسب هاي اصيل، جنگ افزار، پارچه هاي گران بها و شال هاي کشمير و پوست هاي ممتاز و قـند و قهوه و چاي و مربا است. 

در کتابهاي تاريخي و ادبي، بـيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هديه اي که، بنا بر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز که انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود، در واقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت. از جمله بيهقي مي نويسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادي الاخري، امير ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هديه ها بسيار آورده بودند، و تکليف بسيار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در اين روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتي نيفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نيز فرمود، و مسعـودي شاعر را شفاعت کردند، سيصد دينار فرمود.  

اين بخشش ها گاه به اندازه اي بود که مي توانست شاعري را توانگر سازد :  گويند روز نوروزي، جهت خالدبن برمک وزير، کاسه ها از زر و نقره هديه آورده بودند. يکي از شاعران عرب در اين باره شعري سرود و به اين موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اواني زر و نقره بود به آن شاعر بخشيد. چون اعتبار کردند، مالي عظيم بود و شاعر از آن توانگر شد. 

رسم و ضابطه پـيشکش هاي سنگين بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطيت رايج بود. برقراري ماليات ها و الزام به پرداخت هاي منظم و حساب شده، پـيشکش هاي باج و خراج گونه را به مقدار زيادي از اعتبار انداخت. ولي دادن عيدي و هديه به ويژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتي، اقتصادي و سني ) از رسم ها و آيـين هاي ديرين فرهنگ ماست. امروز رسم عيدي دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محيط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عين حال نوعي جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عيدي هاي امروز بيشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـيش بـيني تهيهً " اسکناس نو " کرده، و در اختيار مشتريان مي گذارند. در جامعـه کشاورزي، روستايي و عشايري، در گذشته اي نه چندان دور، پـيشکش هاي نوروزي فراورده هاي محلي بود و بخشش ها، کالا و فراورده غير محلي.  

هد يه دادن ها، ک به مناسبت هايي، چون عيد، موفقيت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخي شهرها، به ويژه جامعـهً عشيره اي رسم است که براي خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... مي برند) و .. است، به ويژه در خانواده هاي سنتي، داراي اهميت و مفهومي در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاري جداگانه مي طلبد).  هر چند که چند سالي است واژهً فرانسوي " کادو " براي هديه هايي چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشني، مبارک باد، جاي خالي پا و ... به کار مي رود، ولي اهميت، کيفـيت و کميت هر يک متمايز است.  البته اين باور وجود دارد که گرفتن عيدي از دست کسان مورد احترام ( از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي، نسبي و ...) تبرک، داراي  شگون و " دست لا ف " است. 

کارت تبريک عيد
تبريک گفتن عيد و جشن نوروز، در نامه هايي که از شهري به شهر ديگر فرستاده مي شد، رسمي کهن است. در برخي از منشآت و کتابهاي ترسل و نامه نگاري نمونه هايي آمده است، ولي با رواج چاپ، فرستادن " کارت تبريک عيد " که با مضمون ها و رنگهاي گونه گون تهيه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  با کم شدن ديد و بازديدها - به علت هايي که در پـيش ياد شد - فرستادن کارت تبريک رونق بـيشتري يافته است.  

چهاردهم فروردين
در واقع آغاز کار و فعاليت هاي " سال نو " از چهاردهم فروردين است. دبستان ها، دبـيرستان ها و دانشگاه ها از اين روز آغاز مي شود. مسافرت رفتن پـيش از سيزده را باور عاميانه نحس مي داند. کوچ بسياري از عشاير از چهاردهم فروردين است. تـقسيم آب کشاورزي، در برخي از روستاها و بسياري از فعـاليت هاي ديگر، از چهاردهم فروردين شکل مي گيرد.   

باورهاي عاميانه
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است : 

- کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.  

- موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد. 

- روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است. 

- هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

- هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد. 

- کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.

- کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.

- روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.

- اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.

- روز سيزده کار کردن نحس است.

دکتر محمود روح الاميني

The picture of button in persian

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 6:28 قبل از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

گلچيني از مداحي

گلچيني از مداحي هاي محرم از ذاكران اهل البت آقايان محمود كريمي، محمد رضا طاهري، عبدالرضا هلالي، حسين سيب سرخي و ديگران

برای دانلود کردن مداحي ها، روی آنها کلیک راست نموده و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید

روضه حضرت علی اکبر (ع)، مقام معظم رهبری (حفظه الله)

حاج محمود كريمي

یه دختر سه ساله
علی علی لای لای
مادر برات لالایی خونده
دل خون تر از ابر و طوفان
چشمای بی خواب آوردم
دختر آواره ی غم ها منم
دینم دینم زینب و حسینه
یا ابا المظلوم بابا حسین
بی یار و یاور در دل صحرا
زینب زینب زینب جانم زینب
تو را سنگ صبور عشق دیدم
جنگیدم به نفس های آتشینم
داداش، از این زمین دل واپسم
برای شیر مادره بچه اگر مثل شیره
سه غم اومد سراغم، هر سه یکبار
دلم شاد عمو جان برا تو کاری کردم
کنار ایوون خونه کبوتر زخمی و خسته
شب تاره بی قراره دلی که چاره نداره
صبا بگو تو از من، به شاه آل هاشم
بچه ها دست بابا خونی شده
ببین زانو زده، یل ام البنین
این صحنه ای که دیدم کسی باور نداره
با هر نفس پر می زنم دور سر ابوالفضل
ای حسین عشق منی، حسین عشق منی
می زنی تو دست و پا من، دست و پا گم کرده ام
دوست دارم تشنه باشم، شیر مادر را ننوشم
حاجتی نیست کسی سفره ی دل باز کند
نفس بکش پسرم، یک اذان بگو که پدر
خون خوردن و حرفی نزدن کار دلم بود

حاج محمد رضا طاهری

مهلا، مهلا، یا ابن الزهرا
گفت ای عمه بیا تو در بر من
داداش حسین ، داداش حسین
من باغبان باغ آتش گرفته هستم
فخرم اینه تو دنیا که دلم با رقیه ست
ای خدا گردیده بر پا خیمه های آل طاها
آی مردم، آی مردم، دلمو با غم سرشتم
لب تشنه امام من، ذکر صبح و شام من
آی مردم، آی مردم بر دلم داغ جوونه

شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش اول
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش دوم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش سوم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش چهارم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش پنجم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش ششم
شام غريبان محرم 1424 (1381) - بخش اول
شام غريبان محرم 1424 (1381) - بخش دوم
شام غريبان محرم 1424 (1381) - بخش سوم
شام غريبان محرم 1424 (1381) - بخش چهارم
شام غريبان محرم 1424 (1381) - بخش پنجم
شام غريبان محرم 1424 (1381) - بخش ششم

حاج عبدالرضا هلالی

پسر ام البنين ي
کرب و بلا غوغا غوغا
محرم شد دوباره ماتم اُومد
سر زدی بر من در اين دل شب
بی تو می میرم عمه جان زینب
قسم به اشک ديده به يک سر بريده
چون عمو قاسمت حیدری مذهب است
حسین،ای برادر من بی کفن،ای برادر من
عمو جون پيشم بشين، دارم می رم
يکی بود يکی نبود به زير گنبد کبود
با رقیه دل من خدایی می شه
خدایا خدایا در حرم غوغاست
دلیران، ای پهلوانان مرد
گفتم بهش بابا دارم


نريمان پناهي

حضرت زينب (س)
حضرت على اصغر (ع)
حضرت على اكبر (ع)
حضرت ابوالفضل (ع)

حاج حسن خلج

عموم اباالفضل یه پهلوونه
چرا دیگر نمی تابی تو ای ماه منیرم
طفل یتیمی زحسین گم شده ساربان ساربان



حاج مهدی سلحشور

من زائر سرزمین عشقم دلداده نازنین عشقم
کن تماشا جان من از آتش غم شعله ور شد
موجی زدریا مانده ام، رفتند و تنها مانده ام
دلربا و مه جبینی تو برترین ساقی زمینی
ای عشق بی نهایت آقام آقام اباالفضل
نکش پاتو رو خاکا، نزن آتیش به جونم
دخترم گریه نکن، آسمونت آبی شده
شده غصه نصیبم، میا کوفه حبیبم
هر قدم قافله سوی خزان می رود
جان اخا نباشد بر این لبم جوابی
ما زتبار علی، هر دو گل زینبیم
اولاد زینبین، شیران هاشمی
ای یادگار من جان برادرم
تا سر زدی در قلب شب
ولدی اِی علی جان
وا غریبا وا غریب

حسین سیب سرخی

اُم البنین، مادر عباس
گمانم کربلا شد عمه نزدیک
آن را که به خاک کربلا بار افتد
بر دلم دارم شراره از غم دوری دلبر
من از عشق تو مستم شده بسته
سلطان کربلا چو تمنای آب کرد
علی اکبر علی علی علی
تقطعوه بالسیوف ارباً ارب
یا رقیه بنتُ الحسین



حاج احمد واعظی

ای پدر ای پدر جان عمه بگو
آن طرف طفلی سه ساله
عجب رسمیه رسم زمونه
روضه حضرت رقیه (س)

مهدی اکبری

اینجا کجاست داداش من، دلم داره می گیره
ای عمو با چشم خونین، حال زار بلبلت بین
علم اگر از دست علمدار زمین نمی خورد
همه جا جار می زنم با این نوای منجلی
ای علمدار ای علمدار ای علمدار حسین
یاس را احساس معنا می کند عشق را
قدری آهسته غزالم ای مه ابرو هلالم

روح الله بهمنی

عمو حسین مظلوم
عباس بی شک تو بهترینی
منم عباس حسین اباالفضل
دلبر و دلداده و دلدار اباالفضل

سید مهدی حسینی

اکبرم لبات رو واکن باز تو بابا صدام کن
چشمای خیس و بارونی که مثل الماس
ای یار کربلایی دلدار نینوایی ای یادگار حیدر
ارمنی ها تو خونشون یه شاخه ی یاس می ذارن
توی آسمون قلبم می نويسم با گل ياس
خراب عشق تو ام و تو باده ی ناب منی
الا یا ایها الناس جوونیم نذر عباس


طفله رقیه، ملا باسم
ماالبین، یحسین، من زغری شاب رأس، مُلا باسم
ستاره می خیزد، این ساقی عطشان، حاج منصور ارضی
ای فدایی زهرا (س)، اُفتاده در صحرا، حاج منصور ارضی
در این مصیبت چو نی بنالم، حمید علیمی
چرا رنگ از رخ زهرا پریده، سید علی مؤمن
آهسته تر رو ای بهترینم، سید مهدی میرداماد
شعله ی شرمندگی آبم نموده، احد قدمی



آهنگهاي عاشورايي

 

 

نام موزیک خواننده آهنگساز زمان پخش
يارالي اكبر ودود مؤذن زاده   4:40 پخش
يارالي اكبر ودود مؤذن زاده   4:40 پخش
يقين سرخ محمد عبدالحسيني شهرام مظلومي 2:42 پخش
پايداري امام حسين (ع) جواد يادگاري جواد يادگاري 5:02 پخش
پس كوچه هاي عشق   خشايار اعتمادي 9:29 پخش
پيام سرخ بيداري   غلامرضا حقيقي فرد 1:30 پخش
چشم فرات حميد غلامعلي شهريار فريوسفي 7:30 پخش
چشم فرات حميد غلامعلي شهريار فر يوسفي 7:50 پخش
چشم فرات   شهريار فر يوسفي 7:28 پخش
چشمم پر از خون محسن حسن زاده محسن حسن زاده 4:55 پخش
چنگ سكوت محسن حسن زاده محسن حسن زاده 5:28 پخش
گل باغ حسنم(ع) محسن حسن زاده محسن حسن زاده 4:32 پخش
همنوايي عاشورا (2) محمد عبدالحسيني غلامرضا حقيقي فرد 27:24 پخش
همنوايي عاشورا (3) محمد عبدالحسيني غلامرضا حقيقي فرد 12:18 پخش
هواي گريه محمد عبدالحسيني هادي آرزم 5:56 پخش
وداع حميد غلامعلي محمد بيگلري پور 4:07 پخش
وداع حميد غلامعلي حميد شاهنگيان 8:04 پخش
وداع با زينب ( س) محسن حسن زاده محسن حسن زاده 6:22 پخش
وداع با زينب (س) داود فراهاني امير جاويدان 6:44 پخش
ويرانه ودود مؤذن زاده   3:06 پخش
يا ابوالفضل ( ع) غلام كويتي پور فريد شب خيز 6:57 پخش
يا ابوالفضل (ع)سقا محمد عبدالحسيني محمد رضا عقيلي 5:18 پخش
يا ابوالفضل (ع)سقا   محمد رضا عقيلي 5:20 پخش
ياد سرخ حميد غلامعلي حميد شاهنگيان 5:00 پخش
ناله غربت محمد اصفهاني حميد شاهنگيان 5:08 پخش
ناله ني نوا چنگيز حبيبيان و كر رمضان عظيمي 5:16 پخش
ناله هاي بي نوايي احد جنگ زاده و كر حسين فرهادپور 4:52 پخش
نامه شهادت چنگيز حبيبيان مجيد اخشابي 3:39 پخش
نامه شهادت   مجيد اخشابي 3:40 پخش
نواي همسنگر نواي همسنگر محسن حسن زاده 4:35 پخش
نوجوان اكبر من مهرداد كاظمي مهرداد كاظمي 5:47 پخش
نور خدا حسين (ع) محمد عبدالحسيني حميد خدادادي 4:09 پخش
نوگل دشت ني نوا محمد اصفهاني محمد اصفهاني 7:21 پخش
نوگل دشت ني نوا(1) محمد اصفهاني محمد اصفهاني 5:05 پخش
نوگل دشت ني نوا(2) محمد اصفهاني محمد اصفهاني 7:16 پخش
همنوايي عاشورا (1) محمد عبدالحسيني غلامرضا حقيقي فرد 24:45 پخش
مسيح عترت محسن حسن زاده محسن حسن زاده 4:35 پخش
مهد اصغر محسن حسن زاده محسن حسن زاده 6:07 پخش
مهمان كربلا رسول نجفيان رسول نجفيان 8:06 پخش
موج خون حميد غلامعلي و كر شهريار فر يوسفي 7:09 پخش
موج خون   شهريار فر يوسفي 7:07 پخش
موسيقي عزاداري     2:03 پخش
موسيقي عزاداري     5:06 پخش
موسيقي عزاداري     2:25 پخش
موسيقي ني محزون     8:09 پخش
ميدان عطش محمد عبدالحسيني ماني بلوري 4:05 پخش
ميدان عطش   ماني بلوري 4:08 پخش
ناز پرورد اسيران محسن حسن زاده محسن حسن زاده 6:05 پخش
كوچ عاشقان نادر اسماعيل زاده محمد قليچ خاني 3:22 پخش
كوچ عاشقان   محمد قليچ خاني 3:23 پخش
لالايي (عاشورا) فرزاد مرادي سيامك سپهري 4:53 پخش
لاله سرخ صحرا   ايمان جعفري پويان 3:38 پخش
لاله ها رسول نجفيان رسول نجفيان 10:13 پخش
لبهاي فرات مهرداد كاظمي علي بكان 5:11 پخش
محرم   علي بيگلري پور 3:01 پخش
محرم جمشيد نجفي جابر اطاعتي 4:33 پخش
محرم   علي بيگلري پور 3:58 پخش
محرم محمد عبدالحسيني محمد بيگلري پور 6:15 پخش
محرم آمد مهرداد كاظمي مهرداد كاظمي 3:51 پخش
مردان اهورايي رضا شيرازي شهرام منظمي 5:44 پخش
غزل عاشورا جمال الدين منبري جمال الدين منبري 5:48 پخش
غم حسيني   علي بيگلري پور 5:36 پخش
غوغاي نينوا مهرداد كاظمي محمد بيگلري پور 7:42 پخش
فرصت عاشقي حامي شريف علي بكان 6:42 پخش
قانلي افق فريدون بيگدلي رضا رضوي 4:37 پخش
قدرت   علي بيگلري پور 4:33 پخش
قربانگاه محسن حسن زاده محسن حسن زاده 5:12 پخش
كجاوه آسمان مهدي سالار حاجيها مهدي سالار حاجيها 4:15 پخش
كشته عشق محسن حسن زاده محسن حسن زاده 4:26 پخش
كشته كربلا مهرداد كاظمي رجبي اسلامي 3:14 پخش
كشته كربلا مهرداد كاظمي حسين علي رحيمي 3:06 پخش
كوچ سرخ پرويز طاهري محمد مهدي گورنگي 5:27 پخش
ظهر ظهور محمد عبدالحسيني علي تحريري 4:10 پخش
عاشورا عليرضا افتخاري مجيد اخشابي 5:50 پخش
عاشورا عبدالحسين مختاباد فريدون شهبازيان 4:59 پخش
عاشورا ايمان مير شكاري اكبر ابراهيمي 7:24 پخش
عزاي حسيني   علي بيگلري پور 5:34 پخش
عزاي حسيني   علي بيگلري پور 5:39 پخش
عشق حسين مهرداد كاظمي مهرداد كاظمي 5:41 پخش
عشق حسين (ع) مهرداد كاظمي مهرداد كاظمي 5:43 پخش
عطش حميد فرزانه پدرام كشتكار 5:17 پخش
غروب روز دهم نادر اسماعيل زاده ماني بلوري 5:31 پخش
غريبانه   علي بيگلري پور 3:58 پخش
غزل تشنگي فرزاد حيدري علي رئيس فرشيد 3:58 پخش
شام غريبان علي خدايي داود ورزيده 4:53 پخش
شام ماتم اربعين محسن حسن زاده محسن حسن زاده 4:54 پخش
شاهد ظهر عاشورا   ايمان جعفري پويان 2:57 پخش
شب پريشاني احد جنگ زاده احد جنگ زاده 5:12 پخش
شقايق محمد اصفهاني حميد شاهنگيان 4:17 پخش
شمس ولايت محسن حسن زاده محسن حسن زاده 4:21 پخش
شهيد نينوا محسن حسن زاده محسن حسن زاده 6:08 پخش
شور عاشورا محمد فروزنده فر و كر علي تفرشي 4:24 پخش
شور عاشورا   علي تفرشي 4:24 پخش
صنم عليرضا شهاب محمدرضا چراغعلي 6:38 پخش
طوفان عشق محمد گلريز فريدون خالقي 4:28 پخش
طوفان عشق محمد گلريز فريدون خالقي 4:26 پخش
ساز نينوا محسن حسن زاده محسن حسن زاده 3:25 پخش
ساقي نامه   علي اصغر مبرا 6:49 پخش
سالار شهيدان   علي بيگلري پور 4:27 پخش
سالار مظلومان محسن حسن زاده محسن حسن زاده 7:36 پخش
سايبان آسمانها محسن حسن زاده محسن حسن زاده 4:58 پخش
سرو خزان حميد غلامعلي رجبي اسلامي 6:06 پخش
سرو خزان حميد غلامعلي رجبي اسلامي 6:04 پخش
سقاي تشنگان محمد اصفهاني محمد اصفهاني 7:36 پخش
سقاي تشنگان محمد اصفهاني محمد اصفهاني 7:37 پخش
سوگ عاشورا   شاهين فرهت 6:11 پخش
سوگواري امام حسين علي خدائي حميد شاهنگيان 4:25 پخش
سوگواري كربلا جواد يادگاري جواد يادگاري 5:25 پخش
خلوص   محمود جعفري اميد 3:27 پخش
خورشيد عاشورا محسن روح افزا شهرام توكلي 6:19 پخش
خيمه هاي تشنه لب محمد عبدالحسيني محمدرضا عقيلي 6:13 پخش
دشت بلا سعيد خوانساري احمد علي راغب 3:59 پخش
دشت عطش محمد گلريز مهيار فيروزبخت 5:23 پخش
دل شوريده مهرداد كاظمي مهرداد كاظمي 7:09 پخش
دلم گرفته جمشيد نجفي احمد علي راغب 5:14 پخش
رحمت حق داود فراهاني داود فراهاني 3:20 پخش
رهرو عشق حميد غلامعلي محمدمهدي گورنگي 4:55 پخش
روز عاشورا محسن حسن زاده محسن حسن زاده 5:36 پخش
ساربان ساربان محسن حسن زاده محسن حسن زاده 5:54 پخش
ساز ني نوا محسن حسن زاده محسن حسن زاده 6:08 پخش
با كاروان كربلا چنگيز حبيبيان رمضان عظيمي 6:51 پخش
برگ گل سرخ محمد گلريز حميد شاهنگيان 4:06 پخش
بنال اي دل مهرداد كاظمي مهرداد كاظمي 8:16 پخش
بيرق توحيد علي خدائي جابر اطاعتي 4:56 پخش
تاسوعا ايمان مير شكاري اكبر ابراهيمي 7:24 پخش
تشنه باران محمد عبدالحسيني علي رحيميان 8:46 پخش
تشنه كامان فرات علي خدائي حميد شاهنگيان 4:25 پخش
تكسوار اسطوره محسن حسن زاده محسن حسن زاده 5:37 پخش
تكنوازي كلارينت   علي اصغر مبرا 8:32 پخش
حافظ خون شهيدان محمد گلريز محمد گلريز 6:17 پخش
حسين حسين محسن حسن زاده محسن حسن زاده 5:35 پخش
حفظ خون شهيدان محمد گلريز محمد گلريز 6:18 پخش
آئين عشق چنگيز حبيبيان رجبي اسلامي 5:46 پخش
آرزوي ديدار احد جنگ زاده احد جنگ زاده 6:01 پخش
آفتاب عاشورا نادر اسماعيل زاده امير محمد رضايي 3:25 پخش
آفتاب عاشورا   امير محمد رضايي 3:26 پخش
آه دل محسن حسن زاده محسن حسن زاده 7:16 پخش
احوالات حضرت رقيه نادر جوادي فرهاد پاشا اف 8:41 پخش
اربعين حسيني صادق پرتوي صفرعلي جاويد 4:56 پخش
از كربلا تا شام حميد غلامعلي حميد شاهنگيان 4:55 پخش
امام حسين ( ع ) سعيد خوانساري احمد علي راغب 5:28 پخش
امير كاروان محمد گلريز احمد علي راغب 5:40 پخش
اي حسين جان رسول نجفيان رسول نجفيان 8:17 پخش
با كاروان كربلا چنگيز حبيبيان رمضان عظيمي 6:56 پخش
گم گشته علي خدائي رجبي اسلامي 3:59 پخش
72 لاله خونين احمد نايبي كامبيز رحيمي 3:52 پخش
+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

عیدسعیدغدیر مبارک باد

فرا رسيدن عيد سعيد غدير


برکليه شعيان جهان مبارک باد


 

عيد سعيد غدير برکليه شعيان جهان مبارک باد کارشناسي هلال احمر ناحيه 4مشهد

عيد سعيد غدير برکليه شعيان جهان مبارک باد- کارشناسي هلال احمر ناحيه 4مشهد

 

عيد سعيد غدير برکليه شعيان جهان مبارک باد- کارشناسي هلال احمر ناحيه 4مشهد


عيد سعيد غدير برکليه شعيان جهان مبارک باد- کارشناسي هلال احمر ناحيه 4مشهد

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

همایش خبرنگاران پانای ناحیه 4مشهد

با حضور رياست سازمان دانش آموزي و سرپرست خبرگزاري پاناي استان خراسان رضوي جناب آقاي سبحاني رياست آموزش وپرورش ناحيه 4مشهد سيدعلي مدني مسئول روابط عمومي روزنامه قدس جناب آقاي هاشمي و معاونت پرورشي وتربيت بدني جناب آقاي جعفري همايش وکارگاه خبري خبرنگاران پاناي ناحيه 4مشهد برگزار گرديد در ابتداي اين مراسم رضا طحاني رئيس سازمان دانش آموزي از برنامه هاي سازمان دانش آموزي و برگزاري دوره ها وکارگاه خبري جهت خبرنگاران در طول سال تحصيلي اعلام داشت.بحاني رياست سازمان دانش آموزي استان گفت : از تلاش هر چه بيشتر دانش آموزان در عرصه اطلاع رساني وخبر در جهت هرچه پوياي بخش خبرگزاري پانا بيان داشت امروز باتوجه به خبر سازي و بيان نوع خبر که در مخاطب تاثير مستقيم دارد استفاده درست صحيح و نوآوري در بيان مثبت اطلاع رساني وخبر را براي خبرنگاران پانا يادآور شدند واز برگزاري کلاس هاي آموزش خبرنگاري در محل سازمان دانش آموزي خراسان آغاز مي گردد

حضور سيد علي مدنيرياست اموزش وپرورش در همايش خبرنگاران پاناي ناحيه4


 



 



 



 



 



 


سخنراني رياست سازمان دانش آموزي خراسان رضوي در جمع خبرنگاران پانا ناحيه 4مشهد آبان ما86


 



 


سخنراني محمد مهدي جعفري معاونت پرورشي وتربيت بدني درجمع خبرنگاران پانا ناحيه 4 آباماه86

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

عید سعید فطر مبارک باد

عيد سعيد فطر


 برکليه مسلمين


جهان مبارک باد


 



 


+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 6:7 قبل از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

فراخوان عضویت در خبرگزاری دانش اموزی ناحیه 4مشهد

فراخوان عضویت

در خبرگزاری دانش آموزی پانا  با آغاز سال تحصیلی 87-86 کانون خبرگزاری پانای ناحیه4مشهد(گروه اطلاع رسانی وخبر) از میان دانش آموزان علاقمند وآشنا به کامپیوتر و اینترنت دعوت بعمل می آورد

 سید مهدی سبزیان مسئول خبرگزاری پانای ناحیه 4گفت : استعدادهای سرشار دانش آموزان ضامن رشد و سازندگی ایران اسلامی است ودر این میان خبرگزاری کانون دانش آموزان(پانا )این امکان را فراهم می سازد تادر عرصه انفجار اطلاعات ،شبکه عظیم و گسترده ومیلیونی دانش آموزان ایرانی ،یکی از قدرتمند ترین شبکه های تولید وانتشار اخبار را شکل دهد پانا از دانش آموزان علاقمند به فعالیت در این عرصه دعوت به همکاری می نماید دانش آموزان عزیز با مراجعه به دفتر آموزشگاه مراجعه نمایند دانش آموزان پس از عضویت در کارگاه آموزشی یکروزه  ارسال خبر شرکت می نمایند وبه جمع خبرنگاران پانا می پیوندند

ضمنا پست الکترونیک ما

 Emil:pana4_razavi@yahoo.com

و وب سایت های ما

http://irpana.ir

http://nahie4.khedu.ir

http://helal4.ir

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

شب قدر


شب قدر


ازموارد مهم درماه رمضان شب قدر است .شبي كه از هزار ماه بهتر مي باشد . رواياتي داريم مبني بر اين كه هزار ماه جهاد بهتر ، واز سلطنت هزار ماه بهتر ، و عبادت آن بهتر از عبادت هزار ماه مي باشد . و خلاصه شب شريفي است كه روزي بندگان ، اجلهاي آنان وساير امور مردم از خوب و بد در آن مقدر مي گردد .شبي كه درقرآن در آن نازل شد . شبي كه به نص قرآن مبارك است . درروايات اهل بيت آمده است : ‹‹‌ فرشتگان در شب قدر فرود آمده و در زمين پخش مي شوند ، بر مجالس مؤمنين گذشته ، بر آنان سلام مي كنند و براي دعاهاي آنها ‹‹‌ آمين ›› مي گويند ، تا آنگاه كه سپيده دم طلوع كند .›› و ‹‹‌ دراين شب دعاي كسي رد نمي شود مگر دعاي عاق والدين ، قطع كننده رحم نزديك ، كسي كه شراب بنوشد و كسي كه دشمني مؤمني دردلش باشد .››‌ در ‹‹‌ قبال ››‌ از ‹‹‌ كنز المواقيت ›› از پيامبر (ص) روايت شده است كه فرمودند : ‹‹‌ موسي عرض كرد : خداي من ! نزديك شدن به تورا خواهانم ، فرمود : نزديكي من از آن كسي است كه شب قدر بيدار شود . عرض كرد: خداي من رحمت تو رامي خواهم ، فرمود : رحمت من از آن كسي است كه درشب قدر به فقيرها رحم كند ، عرض كرد: خداي من ! جواز عبور از صراط راخواهانم ، فرمود : آن براي كسي است كه درشب قدر صدقه اي بدهد ، عرض كرد: خداي من ! از درختان بهشتي مي خواهم ، فرمود: اين مال كسي است كه در شب قدر سبحان الله بگويد، عرض كرد: خداي من ! رضايت تو را مي خواهم ، فرمود: رضايت من از آن كسي است كه دو ركعت نماز در شب قدر بخواند.›› و از همين كتاب از پيامبر (ص) روايت شده است كه فرمودند: ‹‹ درهاي آسمانها در شب قدر باز مي شود. بنابراين بنده اي در‌آن نماز نمي خواند، مگر اين كه خداوند متعال در مقابل هر سجده اي درختي در بهشت براي او مي نويسد كه اگر سواره ، صد سال در سايه آن حركت كند به انتهاي سايه اش نمي رسد ، و در مقابل هر ركعت خانه اي از در و ياقوت و زبرجد و مرواريد، و در مقابل هر آيه اي تاجي از تاجهاي بهشت ، و در مقابل هر ‹‹سبحان الله گفتن ›› پرنده اي از پرندگان بهشت ، و در مقابل هر نشستن درجه اي از درجات بهشت ، و در مقابل هر تشهدي بالا خانه اي از بالا خانه هاي بهشت ، و در مقابل هر سلام دادن ، لباسي از لباسهاي بهشت براي او مي نويسد. و آنگاه كه سپيده صبح بدمد، خداوند از دختران پستان برآمده مانوس ،‌و كنيزان خوش اخلاق و خدمتكاراني جاويدان ، و بهترين پرندگان و بوهاي خوش ، و نعمتهاي خوب و تحفه ها و هدايا و خلعتها و كرامتها، و آنچه نفس ميل دارد و ديدگان از آن لذت مي برد به او عنايت مي فرمايد، و شما در آن جاويد هستيد.››


مراقب شب قدر


از بعضي از روايات برمي آيد كه شب قدر مراتبي دارد . و شب قدري كه در قرآن آمده است ، شب قدري است كه آخرين مراحل مشيت الهي در آن صورت گرفته و پس از آن تغيير وم تبديلي انجام نمي شود . و نيز از بعضي روايات برمي آيد كه شب نيمه شعبان و نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان از شبهاي قدر بوده و شب آخر برترين آنهاست كه شب ‹‹جهني ›› ناميده مي شود. و همين شب است كه مقدرات در آن ، تغيير نمي كند. و باحتمال قوي شب بيست و هفتم ماه رمضان نيز از شبهاي قدر است . و كسي كه مي خواهد احتياط كند بايد در تمام اين پنج شب اعمال شب قدر را انجام دهد. و چون اين قول از لحاظ مضمون و سند برتر از ديگر اقوال بود، بهمين جهت ساير اقوال را ذكر نكرديم.


آمادگي براي اين شب و دعا براي توفيق درآن


سزاوار است كسي كه دين و نص روشن قرآن و روايات پيامبر(ص) و آل معصوم (ع) را قبول دارد، تمام سعي خود را جهت آمادگي براي اعمال اين شب بكار گيرد. از كارهايي كه در طول سال مي تواند انجام دهد، دعا جهت توفيق در اين شب مي باشد و اين كه بتواند در اين شب ، محبوبترين و پسنديده ترين كارها نزد خدا را انجام داده و خداوند اين شب را براي او بهتر از هزار ماه قرار داده ، و اعمال اين شب را باين شكل از او قبول نموده و آن را با بالاترين درجات براي او ثبت ، و تا روز ديدار او آن را بپروراند، در اين شب ، نام او را در گروه مقربين نوشته و شناخت ، محبت ، نزديكي ، پناه ، رضايت و خير خود همراه او با عافيتش را نصيب او گردانيده و بگونه اي از او راضي شود كه خشمي كه بعد از آن نبوده ، و پيامبر و امامان بخصوص امام زمانش (ع) از او راضي شده ،‌و او را با آنان در مجلس ‹‹صدق ›› ،نزد سلطان مقتدر جاي داده و در بذل تمام توانايي براي فرمانبرداري و بدست آوردن رضايتش ، او را موفق و عاقبت او را نزديكي و رضايتش قرار دهد.
از كارهايي كه مي تواند بوسيله آن تمام سعي خود را در اين شب بكار گيرد ، اين عبادت رافراهم نمايد . مثلا مكان و لباس مناسب و عطر و صدقه اي را تهيه و مضامين لطيفي را براي مناجات با پروردگار و كلمات بر انگيز نده اي را در خطاب آقايان و نگهبانان و حاميانش انتخاب كند . و ميهمانان مخصوصي را كه مناسب با اين شب مي باشند ، و چند فقير را براي صدقه دادن در نظر بگيرد .
گمان مي كنم اگر يكي از سلاطين دنيا كسي را در روزمخصوص به ميهماني دعوت نموده و شخص بزرگي را دنبال او بفرستد ، و آنگونه كه خداوند با تو رفتار كرده است او نيز در دعوت خود با او مهرباني كرده و در مقابل حضور او در آن مجلس
كه اعيان و اشراف وپادشاهان حضور دارند ورعايت آداب آن ، به او وعده اعطاي خلعتهاي گرانبها و املاك پرارزش و وسيع و فرمانهاي حكومت و سلطنت داده و به او بگويد هر قدر در انجام كارهاي كمي كه دراين مجلس بايد انجام دهد ، دقت كند سلطان او را از عطايا و احسان خود بيشتر بهره مند مي كند ، از اشتياق حضور در اين مجلس قالب تهي كرده وبراي آمادگي حضور در چنين مجلسي شريف و اين مقام والا تمام توان خود را بكار گرفته ، در طول سال اين مطلب رافراموش نكرده ، در تمام حالات با جديت به آن پرداخته و خود را براي چنين روز بزرگي آماده مي نمايد بگونه اي كه اهل سعي و تلاش نمي توانند اينطور عمل كنند . و باندازه اي مواظب است و دقت مي كند كه انسان را شگفت زده مي كند . و آنگونه كه بايد و دوست در مقابل دوست انجام مي دهد ادب را رعايت مي كند .
اي عاقل ! چگونه اين دعوت را اجابت مي كني ؟ سلطان سلاطين ، خداي خدايان و حاكم آسمانها و زمين تو را به اين ميهماني دعوت نموده وبراي اين دعوت فرشتگان بزرگوار و پيامبران و رسولان و بهترين مردم را فرستاده و با جانشينان معصومش آن راتأكيد كرده است . و آنگاه تو را با فرشتگان دعوت كننده بزرگ داشته است ، هر شبي با دعوتهايي مخصوص و لطفها و كرامتها يي عالي . درمقابل اخلاص يك شب تو نعمتهاي جاويدي به تو وعده داده است كه نه چشمي مانند آن ديده و نه گوشي شنيده و نه دردل انساني خطور كرده است . نور ، زيبايي ،سرور ، سلطنت ، دارايي ، و شادمانيي را به تو وعده داده كه عقل توحتي از تصور گوشه اي از آن عاجز ، و انديشه ات در آن سرگردان است .نزديكي ، پناه و شادماني ديدار خود را به تو وعده داده است كه عقل انسانها و فهم علما و انديشه حكما از درك آن ناتوان است .
برادرم ! آيا بخاطر آمادگي براي اين مجلس ، باندازه اي كه شايسته است تلاش نموده و از رستگاران خواهي شد يا با غفلت خود اين فرصت را از دست داده و از جمله ورشكستگان خواهي بود ؟ يقين داشته باش اگر از اين كرامت غفلت كرده و با كوتاهي خود آن را از بين ببري و در روز قيامت آنچه را كه ديگران با سعي كامل به آن رسيد ه اند ببيني ، به حسرتي دچار مي شوي كه آتش جهنم وعذاب دردناك در مقابل آن كوچك است . و بهمين جهت در آن روز با ور شكستگان پشيمان صدا مي زني : ‹‹‌ افسوس كه جانب خدا را رعايت ننموده و در حق خود ظلم وتفريط نمودم و وعده هاي خدا را مسخره كردم .››‌در حالي كه پشيماني سودي نداشته و درهاي توبه و جبران بسته و آثار اعمال و نتايج آن آشكار شده است .
بنابراين قبل از اين كه بخاطر كوتاهي و از بين بردن فرصتها ملامت شوي خود را سرزنش كن . و قبل از اين كه به تو بگويند : چرا كرامت پروردگار جهانيان را كوچك شمردي ؟ خود ، اين مطلب را درنظر بگير . وخود و سرمايه ات راحسابرسي كن ، قبل از اين كه به حساب تو رسيدگي شده و بجاي كرامت و سلطنت ، به خواري و پستي برسي . سرمايه اي كه اگر باقي مي ماند به بالاترين سودهاي تجارت در روزهاي سختي و نياز مي رسيدي . سزاوار است وقتي كه شب قدر نزديك مي شود شوق او به رسيدن به كرامتهايي كه در اين شب براي اومهيا شده است افزون گرديده . كرامت مقام بالا و مجلس حضور پروردگار جهانيان و تقديس خداوند آسمانها و زمين ، و اعمالي را كه با حال واخلاص و حضور و رقت وصفاي او و رضايت مولايش مناسبتر است ، براي شبش انتخاب كرده ودر اين مورد از خداي متعال كمك گرفته و از خلفاي او
درود خدا بر آنان ياري بجويد.


انتخاب عمل براي اين شب ، تفكر و ياد خدا


اگر فهميد چه عملي مناسبتر است كه به همان عمل مي كند . و اگر ترديد پيدا كرد، بايد استخاره كند. بعد از تعيين وقت ذكر، وقت مناسبي را كه در آن خواب آلود يا سير يا گرسنه نبوده و موانع ديگري نيز نداشته باشد ، بايد براي تفكر معين كند. نيز بايد تمام سعي خود را بكار گيرد كه در شبش چيزي، حتي امور مباح، او را از ياد خدا باز نداشته و در نمازها و مناجاتش به غير آن حتي مستحبات فكر نكند. زيرا كسي كه مثلا در نماز به ساختن مسجد و آب كشيدن آن يا صدقه دادن فكر كند غافل است . حتي در حال ايستادن نماز در ياد اجزاي آن بودن غفلت است . و بايد در هنگام عمل فقط سعي كند كه قلب او از حقيقت كارهايي كه انجام مي دهد و ذكرهايي كه مي گويد غافل نباشد. و براي اين كه براحتي به اين مطلب برسد، مي تواند قبل از انجام عمل مختصري درباره آن فكر كند و آنگاه عمل را انجام دهد. و اگر هنگام قرائت و ذكر از آن غافل شد بايد آن را تكرار كند. مثلا وقتي مي خواهد رو به قبله بايستد، مي تواند اجمالا درباره معناي رو به قبله نمودن بينديشد. و هنگامي كه مي خواهد بايستد ابتدا درباره حقيقت آن كه همان ايستادن براي اداي حق بندگي است انديشيده و فكر كند كه ايستادن بر روي دو پا اشاره به ترس و اميد بخاطر پذيرفته شدن عبادت يا عدم آن است . و بهمين ترتيب ، حتي قرائت و ذكرهاي نماز . مثلا قبل از گفتن ‹‹بسم الله الرحمن الرحيم ›› معناي آن را اجمالا در نظر آورده و آنگاه آن را بگويد. و اگر در اثناي قرائت آيه اي غفلتي براي او پيش آمد بايد آن آيه را تكرار كند.


توسل به نگهبان اين شب


برچنين عمل كننده اي لازم است در اول شب خيلي به نگهبان آن شب كه از معصومين (ع) است ، توسل جسته و او را شفيع خود قرار دهد. و در اين هنگام توفيق در اعمال و احوال را كه به آن احتياج دارد ذكر نموده و تلاش كند با الفاظي كه براي درخواست ترحم و شفاعت مي گويد، رحمت و رقت را جلب كرده و مهرباني و كرامت را برانگيخته و ابرهاي جود و كرم و بخشش را بباراند. و با دست آنان عقل و نفس و قلب و صفات و اعمال و تمام وجودش را به مولايش تفويض و واگذار نموده ، و در طول شب نيز مواظب باشد كاري مخالف با تفويض، انجام ندهد ، و اگر بتواند حتي تفويض خود را نيز واگذار كند، قطعا رستگار شده است .
ولي خيلي اتفاق مي افتد كه انسان مراقب نبودن و بي مبالاتي را با تفويض اشتباه كرده ، آن پليد او را فريب داده و با ناداني او را هلاك مي كند . بنابراين تا زماني كه با علوم الهي بخوبي نفهميده كه به تفويض رسيده است ، نبايد مطمئن شود و براي اطمينان بايد ببيند كه حال و مرادش در آنچه كه تفويض قبول آن ، و يكي از علامات قبول نيز اين است كه خداوند متعال ، اموري را كه بنده به او تفويض نموده است ، بخوبي و بالاتر از آرزوي بنده سرپرستي كند
.

ساير اعمال شب قدر


1- نمازي در شب قدر وارد شده كه در آن يك بار حمد و هفت بار ‹‹قل هو الله احد ›› خوانده مي شود و بعد از پايان نماز هفتاد بار ذكر ‹‹استغفرالله و اتوب اليه ›› گفته مي شود و سپس حوائج از خدا خواسته مي شود.
2- صد ركعت نماز و خواندن دعاهايي كه در بين آن وارد شده از مهمترين امور مهم است . زيرا مضامين آن برآمده از سينه امامان دين مي باشد كه عالمان به خداوند هستند. در اين ادعيه علوم گرانبهايي است كه بجز پيامبران و جانشينان آنان كسي از آن آگاه نيست . دانشهايي از قبيل علم به خدا و صفات جمال و جلال و نامهاي نيك و مراتب فضل و حكمت عدل و مقتضاي كار و ادب مناجات با خداوند متعال .
لازم است در خلال خواندن اين ادعيه زنده دل بوده و با توجه آنرا بخواند. و اگر بتواند از آنچه مي گويد، تاثير پذيرفته و اين مطلب را نيز در دعايش بخواهد ، بايد به او تبريك گفت . زيرا اگر اين ادعيه ثواب و پاداشي از جانب خدا نداشته و فقط مضامين آن در انسان موثر باشد ، عاقل بايد روح و جان خود را براي بدست آوردن آن فدا كند . چه رسد به اين كه خداوند براي هر حكم و حتي هر حرفي از آن جواب و نوري آماده نموده است كه جهانيان نمي توانند قيمتي بر آن بگذارند. همچنين بايد درباره معني كلماتي كه مي گويد تامل نموده و آن را درك كند. و اگر اين مقدار نيز نمي تواند بهتر است بجاي خواندن اين دعاها بر مصيبت خود و مجازات خدا بخاطر آن ، گريه كرده و بگويد: ‹‹انا الله و انا اليه راجعون ›› ، چه مصيبت و چه مجازات بزرگي ›› درباره اهل آخرت ، در حديث قدسي آمده است :‹‹دعاي آنان در نزد خداوند بالا رفته و كلام آنان را مي شنود. فرشتگان بواسطه آنان خوشحالي مي گردند
پروردگار باندازه اي دوست دارد دعاي آنان را بشنود كه مادري فرزند را.››
بنابراين اي فقير! در مورد دعايي كه بدون حضور قلب مي خواني ، انصاف بده . آيا دوست داري ، در حالي كه خدا مي بيند كه زبانت او را خوانده و دلت با دنيا سخن مي گويد ، دعايت به خداوند برسد ! دنيايي كه درباره آن آمده است كه دشمن خدا و دوستان اوست و
مي خواند با شكوفه هايي اين دنياي فاني ، تو را از خداوند دور نمايد. آيا عاقل مي تواند مصييتي بزرگتر از اين را تصور كند.
3- خواندن دعاي گشودن قرآن و قرآن را روي سر گذاشتن ، باين نيت كه عقل و انديشه او با اين عمل تقويت شده و با دانشهاي قرآن كامل شود و نور عقل با نور قرآن ضميمه گردد. و ساير نيتهايي كه مناسب با اين عمل است .
4- زيارت امام حسين (ع) با بعضي از زيارتهايي كه وارد شده است .
5- خواندن سوره روم ، عنكبوت و دخان در شب بيست و سوم . ز
6- خواندن دعاهايي كه در اين شبها وارد شده است ، بخصوص دعايي كه سيد از بعضي از كتابهاي كهن نقل نموده و اول آن چنين است :‹‹ اللهم ان كان الشك في ان ليله القدر فيها او فيما تقدمها واقع فانه فيك و في وحدانيتك و تزكيتك الاعمال زائل، خداوند ! اگر در اين كه شب قدر، امشب يا شبهاي پيش از آن است ، شكي هست ، ولي در مورد يكتايي تو و اين كه اعمال را پاكيزه مي نمايي ، شكي نيست .›› و اگر توانست معني از بين رفتن شك در خدا و يكتايي او را بفهمد، همين پاداش براي عبادت آن شب براي او كافي خواهد بود.
7- دعاي كوچكي كه سيد از امام سجاد (ع) روايت نموده و اول آن ‹‹ يا باطنا في ظهوره ›› مي باشد . دعايي كه در يكتا دانستن خداوند كامل مي باشد . و اگر وجود ائمه (ع) هيچ نفعي نداشت ،مگر همين كه با اين گونه دعاها پرده از يكتايي خدا برداشته ، و ما را از اين مطلب آگاه نمودند ، لازم بود مؤمن تمام وجودش را فداي اين عمل آنان نمايد .و حتي فداكردن تمام وجود خود را ناچيز شمرده و خود را ناتوان از اداي شكر نعمتهاي آنان ببيند .
8-ساعتي از شب رامخصوص مراقبت قرارداده ، ودر آن ساعت علم پروردگارش را به بدحالي او و قدرتش را بر نجات دادن او ، و فضل و بخشش و كرم اورا در نظر گرفته و سپس با اميدواري ، بر در بخشش و كرم او چشم دوخته و در انتظار رحمت و بخشش اوباشد .
بستن وسوسه هاي شيطان
اگر مراقب به آنچه گفتيم عمل كرد كه خوشا بحالش ، و اگر عمل نكرد مبادا شيطان اوراوسوسه كرده وبگويد : تو ! آنگونه كه شايسته توست عمل را انجام نمي دهي ، بنابراين ، اين كار اندك نيز فايده اي نداشته و نبودش بهتر از وجودش مي باشد .زيرا اگر به اين نداي شيطان گوش دهد اورا از ساير اعمال نيز بازداشته و او را با غفلت هلاك مي نمايد . ولي اگر همان عمل را كه قصد دارد ، انجام بدهد گرچه عمل كمي نيز باشد ، ممكن است نور اين عمل كم ، نور ديگري را براي عمل بوجود آورده و او را موفق به انجام عمل ديگري گردانده و آنگاه در تمام اعمال موفق باشد .
خلاصه شيطان هيچ قصدي ندارد ، مگر اين كه انسان را از خدمت نمودن و عبادت مولايش باز دارد بنابراين اگراز او فرمانبرداري نمايد دردل او تاريكيي بوجود آيد كه سبب قطع ياري او گرديده و موجب مي شود تا عبادت ديگري را نيز ترك كند تا جايي كه ياري خداوند كاملا قطع شده و به هلاكت جاويد دچار شود .مگر اين كه عنايت خدا شامل حالش شده و از فرمانبرداري شيطان دست بردارد ، دلش با مخالفت با او روشن شده و آنگاه به توفيق كاملي برسد .
سالك نبايد هيچ عمل خيري راگر چه بسيار كوچك باشد ، كم شمرده و بخاطر كم بودن آن را ترك نمايد كه زيان خواهد ديد . و هيچ عمل خيري رانيز نبايد بزرگ ببيند ، چون گرفتار عجب مي گردد .نيز اگر نمي تواند آن را انجام بدهد بمقداري كه مي تواند آن را انجام داده و بعد از انجام ، آن را درمقابل خدا كوچك ببيند .زيرا بنده هر عملي را كه انجام بدهد و آن را كوچك بداند ، خداوند آن را بزرگ دانسته و شايد همين مطلب باعث شود كه خداوند متعال آن را قبول كند . وهنگامي كه عملي قبول شد كمي آن اهميتي نخواهد داشت ، چون اگر خداوند عملي را از بنده اش قبول نمايد ، گرچه كم باشد ، پاداش زيادي به او خواهد داد . و اگر آن را قبول نكند ، فايده اي براي او نخواهد داشت ، گرچه زياد باشد .زيرا خداوند عمل كم آدم را قبول و اعمال زياد ابليس را رد نمود.
بنابراين بنده نبايد هيچ عملي را بزرگ ببيند . گرچه عبادت جن و انس باشد . زيرا اين عجب است و عجب انسان به عملش ، ثواب آن را از بين مي برد .بلكه نور آن را به تاريكي تبديل مي كند . ونيز نبايد عمل كم را كوچك بداند ، زيرا ممكن است قبول شده و تبديل به عمل بزرگي شود .


+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  | 

زنگ مهر رمضان در سطح مدارس ناحیه 4مشهد

همزمان با سراسر کشور زنگ مهر رمضان جشن عاطفه ها در سطح مدارس در دبستان شهيد پايدار ناحيه 4مشهد بصدا در آمد دراين اين روز دانش آموزان هدايا خودرا به محل صندوق جمع آوري کمک ها اهداء نمودند


آقاي وفايي نژاد کارشناس انجمن اولياء و مربيان گفت :تعداد 18 پابگاه در خارج از مدارس ويژه برگزاري جشن عاطفه ها و 50 آموزشگاه  در اين جشن مهر رمضان شرکت فعال داشته اند که کمک هاي جمع آوري شده 30 درصد به کميته امداد و70 درصد به آموزش وپرورش تخصيص يافته  که کمک ها پس از تفکيک وبسته بندي به دانش آموزان ايتام اهداء مي گردد.

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 7:18 قبل از ظهر  توسط امیررضا سبزیان  |